مرتضى مطهرى

109

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دوازده‌گانه آن است و هشت مكعب محاذى با نقاط رأس زوايا . پس براى مكعب بيست و شش جهت وجود دارد . بوعلى پاسخ مىدهد كه براى جسم ، اعم از مكعب و غير مكعب ، بىنهايت جهت مىتوان فرض كرد ، ولى جهات اصلى يعنى جهاتى كه با يكديگر تباين دارند و اختلافشان از نوع اختلاف انواع از يك جنس است نه از قبيل اختلاف افراد يك نوع ، بيش از شش جهت نيست و آن شش جهت از نظر خود جسم هيچ تعينى ندارند كه مثلًا محاذى با سطوح باشند يا اضلاع يا رؤوس زوايا يا هيچكدام ، همچنانكه خطوط سه‌گانهء طول و عرض و عمق نيز هيچ تعينى ندارند كه چگونه در داخل جسم بر يكديگر عمود فرض شوند . جهات ششگانه مكعب به حسب قرارداد تعيين شده است . اما جهات فرعى از حد و حصر بيرون است . حاجى سبزوارى در منظومه به اين مطلب اشاره مىكند آنجا كه مىگويد : و كونها ستّا و ليست تنحصر * تقريبه الخاصى ، و العامى اشتهر يعنى اين كه جهات را شش تا فرض مىكنند با آنكه بىنهايت است ، مربوط است به نظر خاص فلاسفه در باب جسم كه بيش از سه خط متباين و عمود بر هم در داخل جسم فرض نمىشود . تقريب عامه هم كه با محاذات اجزاء مختلف انسان ( سر ، پا ، پهلوى راست ، پهلوى چپ ، پشت ، شكم ) حساب مىكنند مشهور است . * جزء لا يتجزّى سؤال چهارم : چرا ارسطو قول قائلين به جزء لايتجزى را شنيع خوانده است و حال آنكه شناعتى كه بر قول طرفداران انقسام جسم به اجزاء الى غير النهاية وارد مىشود از آن بيشتر است ، زيرا لازمه سخن اين گروه ( طرفداران انقسام جسم الى غير النهاية ) اين است كه اگر متحركى متحرك ديگر را دنبال كند هرگز به آن نرسد هر چند دومى سريع‌تر از اولى حركت كند . مثلًا اگر فرض كنيم ميان ماه و خورشيد يك فاصله معين باشد و ماه كه حركتش سريع‌تر است در مسير خودش دنبال